از هوش می…

ژانویه 12, 2010 با chavoshist

از هوش می سه نقطه یعنی از هوش می‌روم.  شاعر برای معشوقش از هوش رفته، “روَم‌”ش رو دیگه نمی‌گه چون از هوش رفته، از هوش می‌ره…

محسن نامجو[+]


…..

The Prisoner

دسامبر 24, 2009 با chavoshist

+

هفت و خرده ای

اکتبر 22, 2009 با chavoshist

چشم‌ها، چشم‌ها…

منبع پایان ناپذیر انرژی

.

.

.

.

.

ماه شب کی شده؟

سپتامبر 5, 2009 با chavoshist

دلم هوایی شده
تو این هوای بارونی

کجاست دلبر من؟
دخترای تهرونی…
بگین کجا رفته
سرش چیا اومده

تو سینه‌ی کی شده
دوباره زندونی…

ماه شبم چی شده؟
ماه شب کی شده؟

بگین کجا رفته
دنبال کیا رفته…

Play Count

آگوست 13, 2009 با chavoshist

.100

.

پای تو سوزونده؛
پای تو
سو
زون
ده…

دیوار

جولای 28, 2009 با chavoshist

Musicema

نمیتونم

ژوئن 28, 2009 با chavoshist

کلاهمونو اگه باد نبرده
که برده …
یا که خوره دلامونو نخورده
که خورده …
یا اگه غم که خنده هاش چرنده
نمی تونه به ریشمون بخنده
می خنده …
می خنده …
..
.

Again

ژوئن 2, 2009 با chavoshist

You’re tearing me apart
Crushing me inside
You used to lift me up
Now you get me down
If I
Was to walk away
From you my love
Could I laugh again ?
If I
Walk away from you
And leave my love
Could I laugh again ?
Again, again….l

You’re killing me again
Am I still in your head ?

You used to light me up
Now you shut me down
If I
Was to walk away
From you my love
Could I laugh again ?
If I
Walk away from you
And leave my love
Could I laugh again?f

Without your love
You’re tearing me apart
With you close by
You’re crushing me inside
Without your love
You’re tearing me apart
Without your love
I’m dazed in madness
Can’t lose this sadness
I can’t lose this sadness

Can’t lose this sadness

[+] Archive | Again

هرناندز من

آوریل 23, 2009 با chavoshist
خاله خانم
چهارشنبه 19 فروردین ماه سال 1388 ساعت 10:46 PM

من که علاقه ای به شما ندارم اما یه بچه خواهر دارم که هی منو مجبور می کنه صدای شما راگوش کنم تورا خدا منو نجات بدید.*

*یکی از کامنتهای mohsenchavoshi.ws  بود !

محسن نامجو

هو هو هرناندز من

مراحل سنتز من …

دوبیتی فائز من

این تراک محسن نامجو را یک دفعه پیدا کردم و حالم را خوب کرد* .البته قبل ازاین، اجرای ” صنما جفارها کن”. که فقط یک چیز کم دارد؛ آن آخرش یک  :       ” …..صنما؛ آهـــــوی ! جفا رها کن… “. از این دلخوشم که یکی مثل محسن نامجو هست که هر کاری ممکنه ازش سر بزنه و قابل پیش بینی نیست . بی پروا . یک رادیکال آزاد .

*به سبک(همان تریپ!)  بابک ریاحی پور وقتی در باره ساسی مانکن می نویسد !

و اما بابک ریاحی پور ! نوشته هایش را در کافه ی شهروند امروز می خواندم . گروههای موسیقی خارجی معرفی می کرد که هیچ وقت دنبال یکی شان هم نرفتم . با خودم می گفتم چرا درباره موسیقی روز خودمان نمی نویسد ولی حالا احساس پشیمانی می کنم . او بد می نویسد ! به نظر من بد می نویسد!  “اکثر موسیقی ها ی شوخ و طنز ما چیپ و بازاری هستند …اما ساسی مانکن موفق شده موسیقی شادی تولید کند که طنز هست ولی جیپ نیست ” اینکه چطور استنباط کرده موسیقی ساسی مانکن برخلاف دیگران چیپ نیست و اصلا معیار چیپ بودن چیست مبهم است ، خیلی ! حالا چون ایشان نوازنده خوبی است باید یادداشتش قابل اعتنا باشد ؟ مطلبش راجع به یه شاخه نیلوفر هم پر از گزاره های بی ربط و شل بود.پای اتو تیون را وسط کشیده بود…

همینا !

آبادی و خرابی

آوریل 20, 2009 با chavoshist

یه شاخه نیلوفر

… ویه شاخه نیلوفر را تلفیقی آفرید ؛

آبادی و خرابی .